مفت‌بازی بزرگ پرسپولیس
وقتی سوز شاهکار علیپور بیشتر می‌شود
09 آبان 1398
حسرت سرخ‌ها از این بابت مخصوصا زمانی بیشتر شد که سپاهان و شهر خودرو، دو تیم مدعی دیگر هم متوقف شدند

روزنامه گل- پرسپولیس بخت خوبی داشت که با پیروزی بر ماشین‌سازی، به صدر جدول نزدیک‌تر شود، اما علی علیپور با تصمیم خودخواهانه‌اش مبنی بر چیپ زدن پنالتی دقایق آخر همه چیز را خراب کرد. حسرت سرخ‌ها از این بابت مخصوصا زمانی بیشتر شد که سپاهان و شهر خودرو، دو تیم مدعی دیگر هم متوقف شدند. امروز هم تراکتور با استقلال بازی دارد که به نوعی هر نتیجه‌ای در آن رقم بخورد به سود پرسپولیس است. حالا باید از علیپور پرسید این چه وقت چیپ زدن بود برادر؟



دیدگاه های کاربران (1 دیدگاه)
سروش ملت پرست 10 / 08 / 1398 54 : 10 : 11

درود و وقت بخیر//////...عشق یا توهم عشق به ملوان؟ در مورد تیم فوتبال ملوان بندرانزلی به‌ویژه در یکی ـ دو دهه اخیر، با روند مستمر و همواره منفی فقر مدیریتی و سازماندهی و سرمایه‌گذاران پرحرف و حدیث و مانع‌تراشی‌ها مواجه بوده‌ایم که هرچند هر یک، هر از چندی با رنگ و لعاب و اسامی و شعارهای مختلف جلوه‌گری کردند اما خیلی زود صوری‌بودنشان به اثبات رسیده و در ماهیت امر هیچ تأثیر مثبتی بر تیره‌روزی‌ها و نابسامانی‌های ملوان نداشته است.{واقعیتی که از فرط تکرار،دیگر بدل به یک رسم و سنت آشنا در خانواده بزرگ ملوان شده و همه علاقه‌مندان و مشتاقان ملوان به این امر واقفند که انتظار تغییر و تحولاتی معنادار و به سود ملوان با این هیأت‌مدیره و در قبال این رفت‌وآمدهای به‌ظاهر مدیریتی و در واقع مولود بازی‌های سیاسی پس پرده، بسیار مضحک می‌نماید وصرفا به یک شوخی فوتبالی می‌ماند تا یک انتظار معقول و اصولی برای ملوان}. اما جدا از مورد یادشده با یک مسأله گسترده‌تر و بسیار مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر از لحاظ اجتماعی نیز مواجهیم که بازمی‌گردد به به‌اصطلاح«عشق»!؟طرفداران ملوان به این تیم و حمایت همیشگی از تیم محبوبشان...داعیه عشقی که گوش عالم و آدم را کر کرده و هرچند سابقه‌ای به درازای عمر دقیقاً 50ساله ملوان دارد اما وقتی‌که به دور از یکسری تعصبات و سطحی‌نگری‌های مرسوم، به‌ویژه با توجه به سقوط مفرط ملوان و فقر مدیریتی حاکم بر مجموعه ملوان،کلیشه«عشق به ملوان»در سطح جامعه ایستا و به دورمانده از توسعه انزلی موردتوجه قرار می‌گیرد،تلنگری بجا بر ذهن وارد می‌آید که: 1-چرا و به چه مناسبتی این عشق محیرالعقول و افسانه‌ای و تزلزل‌ناپذیر وازلی-ابدی و ناگسستنی!!!میان ما اهالی انزلی و ملوان برقرار است؟! و علل و زمینه‌های عمده این ارتباط گیریم عمیق حسی-عاطفی میان جامعه و یک نماد کهنسال فوتبالی موسوم به ملوان چیست؟؟ 2-به فرض تصدیق عشق،این عشق والا و فاخر و کوبنده و آتشین چه تأثیری در سرگذشت تلخ و اندوه‌بار بیش از دو دهه اخیر ملوان برجای گذاشته است و امواج و تشعشعات برآمده از این عشق آنچنانی و مطالبات و خواسته‌های مندرج در آن از چه قدرت تأثیرگذاری در تقویت ساختار و سازمان و موجودیت ملوان برخوردار بوده است؟؟ و یک سؤال:تعقیب افراطی ودرعین حال منفعلانه ملوانی چنین بی‌برنامه وتوسری خور و به‌دوراز هرگونه پویایی و افق ذهنی بلندمدت و فاقد حتی کمینه‌ای از تشکیلات اجرایی مخلص و متعهد و مؤثر چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ جز آنکه مؤید نوعی حداقل‌خواهی وعدم تکاپوی مخاطبان ملوان در زمینه ارتقای کلیت ساختار تشکیلاتی ملوان بوده است... همانند هر مسأله و پدیده اجتماعی دیگر،نوع و جنس مطالبات مردم(اینجا دوستداران و عاشقان سینه‌چاک ملوان)بیشترین درصد تأثیر را در بهبود و یا تضعیف آن پدیده اجتماعی برجای می‌نهد که متأسفانه واقعیت امر همین است که در عرصه عمل هیچ‌چیزی جدا از یکسری خشونت‌های کلامی-رفتاری در استادیوم پیر و پرخاطره انزلی؛ حال در قالب حمایت از ملوان به چشم نمی‌خورد.حال با هر توجیهی استادیوم انزلی علی‌رغم تاریخ وزین و شکوهمندش در زمره یکی از بی‌اخلاق‌ترین و نابهنجارترین ورزشگاه‌های کشور قرارگرفته و هیچ حرکت و صحبت قابل‌توجهی در زمینه اثرگذاری در کانون فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های ملوان مشاهده نمی‌شود؛امری که با توجه به اصالت، پیشینه و اعتبار ملوان انتظار می‌رفت فراتر از تبادل یکسری نام‌های تکراری از سوی دوستداران ملوان در اولویت قرار گیرد که به بوته فراموشی سپرده‌شده است. عطف به‌نوعی سستی و رخوت و دورشدن از آن بار تهییجی-انگیزشی سال‌های دور که پدیدآورنده امواج بیکران و متلاطم عشق واحساسات راستین وبی شائبه نسبت به ملوان بود،میان خانواده بزرگ دوستداران ملوان،عباراتی زیبا و پرجذبه چون:«عشق به ملوان» و «عاشقان به ملوان» صرفاً جنبه تخدیری و مسکن‌وار یافته و«توهم عشق به ملوان» جایگزین عشق به ملوان گشته است ودقیقاً پیرو بسیاری کاستی‌ها و مطالبات اجتماعی- اقتصادی ودرصدرشان فرهنگی معوق مانده در جامعه جوان انزلی،ملوان و حمایت از ملوان قالبی کلیشه‌ای یافته تا در قبال حمایتی چنین لوث و باری به هر جهت از ملوان،همچنان دیگر خلاءهای اجتماعی در منطقه که صددرصد بی‌سروسامانی ملوان هم زاییده همان بحران‌های مغفول مانده است و از فرآورده های بارز نهادینگی واستمرار نوعی مدیریت شهری ـ اجتماعی بسیار ضعیف استمرار یابد. قطعاً اگر به مفهوم واقعی کلمه عشق و عشق به ملوان؛جدا از انبوهی از کرکری‌خوانی وتحریک‌شدن‌های بچه‌گانه تحت‌تأثیر تبلیغات رسانه‌ای و... دعواهای کلامی و جدال رشت –انزلی و...در میان بود،مدت‌ها پیش‌ازاین می‌شد،بر مبنای وحدت درونی قاطبه دوستداران ملوان،با تعیین هدفی درست در زمینه چرایی و چگونگی حمایت مردم{به‌منزله یک سرمایه معنوی ـ اجتماعی تعیین‌کننده} از ملوان،به‌جای اتلاف وقت و غوطه ورشدن در مدار رفت‌وآمدهای مکرر فلان بازیکن و مربی وهیأت‌مدیره و...به طرح و تأکید مطالبات درست وبحق برای خیزش مجدد قوی سپید خزر پرداخت و اینچنین کانون و هسته تصمیم‌گیران گذشته،حال و آینده ملوان را ملزم به اصلاحاتی جدی به‌منظور ارتقای ساختار ملوان ساخت. کوتاه‌سخن آنکه: مشخصاً عواملی روانی- محیطی، یکسری هیجانات گذرا وبی‌فکری‌ها وابزار دست اصحاب سیاست شدن،همه و همه دست‌به‌دست هم داد تا حمایت مثال‌زدنی از ملوان در شهر انزلی و مناطق اطراف از آن قالب قدیمی اجتماع‌محور و مشارکتی در 4-3دهه قبل،بدل شود به حمایتی چنین منفعلانه و اخلاق گریز و بی‌کارکرد. بحران حاکم بر ملوان به‌موازات حمایتی چنین منفعلانه از ملوان تداوم خواهد داشت که جملگی دورماندن جامعه انزلی را از روند توسعه نوین در تمامی ابعاد و از جمله ورزش و فوتبال خاطرنشان شده و می‌شوند و در چنین فضای اجتماعی است که غزل واژه نابی چون«ملوان» و عبارت خاطره‌انگیزی چون«عشق به ملوان»تنزل معنا یافته و صرفاً نقابی می‌شود رویاروی انبوهی از دغدغه‌ها و تألمات اجتماعی، فکری و... تهران-سروش‌ملت‌پرست 8/8/1398////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////


تازه ترین خبرها