تاج از سر پادشاه افتاد
با خودت چه كردي آقاي برانكو؟
24 شهريور 1398 ایرانی
برانكو ده ستاره شكم‌سير و ناسپاس را از پرسپوليس بيرون كرد و سرنوشت سياه همه آنها را به چشم ديد، اما خودش هم ناغافل در همين دام افتاد

روزنامه گل- رسول بهروش

دلخراش‌تر از اخراج شبانه برانكو، ويديوي آزاردهنده‌اي است كه مربي كروات را زير باران بطري‌هاي نيم‌خورده آب به تصوير مي‌كشد؛ عين نجيب‌زاده‌اي كه بر خاك افتاده، مثل پادشاهي كه متجاوزان بي‌رحم، قصرش را تسخير كرده‌اند و بر پيكر نيمه‌جانش بي‌حرمتي مي‌كنند. كسي چه مي‌داند؛ شايد برانكو در آن لحظات جهنمي به اين فكر مي‌كرده كه سه ماه پيش كجا بود و حالا كجاست. درست كمي پيش از اين شكنجه هشتادوهشت روزه كه همه‌اش به توهين و تحقير و تصغير گذشت، برانكو در ايران براي خودش امپراطوري داشت؛ مردي كه در تهران و خيلي از شهرهاي ديگر در محاصره ده‌ها هزار «ايسلندي‌زن» از زندگي‌اش لذت مي‌برد.

اينكه او چطور از آن فراز رويايي به اين نقطه پست و حقير رسيد، دلايل زيادي دارد. بخشي از تقصير، بدون ترديد متوجه عرب و شركا است؛ مديران بي‌كفايت باشگاه كه برانكو زير گوش‌شان با زنوزي جلسه مي‌گذاشت، اما خوش‌خيالانه لبخند مي‌زدند و با اطمينان از ماندن او سخن مي‌گفتند. قطعا اگر اين جماعت اراده واقعي داشتند، مي‌توانستند برانكو را نگه دارند؛ مگر فرگوسن و ونگر خارجي بالاي بيست سال در منچستر و آرسنال نماندند؟ در اين ميان اما بي‌انصافي است اگر خطا و قصور خود برانكو را ناديده بگيريم؛ مردي كه در پرسپوليس به اندازه يك‌چهارم جمعيت كرواسي فالوئر جمع كرد و از قضا دستمزدش هم كم نبود، اما سوداي سفر به سرش زد و مستقيم رفت به قتلگاه مربيان؛ به جايي كه خودش هم تجربه اخراج و بي‌احترامي در الاتفاق را داشت.

دو سال قبل از همه اين اتفاقات، يك روز كه برانكو سر درد دلش باز شده بود در جمع چند خبرنگار جملات تندي در مورد عربستان به زبان آورد، هرچند در پايان مصاحبه از آنها خواست اين بخش از حرف‌هايش را منتشر نكنند. سر بزنگاه اما دلارهاي نفتي دوباره دلش را ربود تا حالا به جرم گرفتن چهار امتياز از سه بازي چنين بي‌رحمانه لگدكوب شود. ابتداي ليگ پانزدهم برانكو همين چهار امتياز را از شش بازي اول پرسپوليس جمع كرد و اين تيم را به قعر جدول چسباند، اما لشكر هواداران اجازه نداد كسي نگاه چپ به او بيندازد. جالب است كه برانكو ده ستاره شكم‌سير و ناسپاس را از پرسپوليس بيرون كرد و سرنوشت سياه همه آنها را به چشم ديد، اما خودش هم ناغافل در همين دام افتاد. روزي كه الاهلي برانكو را دزديد، يك روزنامه‌نگار عربستاني سرمستانه نوشت «تهران گريه كرد» كاش حالا يك نفر دستمال دست او بدهد تا اشك جده را پاك كند!



دیدگاه های کاربران (1 دیدگاه)
حامدم 25 / 06 / 1398 09 : 29 : 10

پرسپولیس برانکو را ساخت، نه برانکو پرسپولیس را


تازه ترین خبرها